ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
یاد من باشد فردا دم صبح
جوردیگرباشم
بد نگویم به هوا،آب،زمین
مهربان باشم، بامردم شهر
و فراموش کنم،هرچه گذشت؛؛؛
یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق, سلامی بدهم
گرچه دیراست ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم،
شاید
به سلامت ز سفر برگردد
یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم،
که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیرکنم،
مهلتی نیست مرا و بدانم که شبی
خواهم رفت
وشبی هست، که نیست،
پس از آن فردایی
یاد من باشد باز اگر فردا
غفلت کردم آخرین لحظه ی از فردا شب،
من به خود باز بگویم
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هرچه گذشت ...
"فریدون مشیری"
شاد باشید
شعر ...
هوای
دل ... سرد است و طوفانی ...
کوره راه خاطره ... مه الود است ...
افتاب امید ... در پشت کوه تنهایی غروب کرده ...
بادبان کشتی عشق از وزش باد موافق خالیست ... باد بی طرف است ...ساز را به ترنم عشق در میاورم ...
لبخند جاری می شود ... نگاه گرم می شود ...
دل میطپد ... شور به شر می چربد ...
نور ... تاریکی را در خود حل می کند .
"باران"
تصویری اززاینده رود "زنده" ( محمدامیری)
جهان زیباست ؛ زندگی باید کرد...
زمستان :
و اکنون گاه جولان دادن فصل زمستان است .
زمستانی که میگفتند و میگویند :
بس دلگیر و سوزان است .
ولی من نیک می دانم
که با هر خوب بد ؛ هر راحت و محنت
زمستان معبر کوچ از خزان تا نو بهاران است ...
شعر از همنورد : اقبال
تصاویر : محمد امیری
شاد باشید
برف نو! برف نو! سلام، سلام
بنشین، خوش نشستهای بر بام
پاکی آوردی ای امید سپید
همه آلودگیست این ایام
راه شومیست میزند مطرب
تلخواریاست میچکد در جام
اشکواریست میکشد لبخند
ننگواریست میتراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار
نقش هم رنگ میزند رسام
مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام
ره به هموار جای دشت افتاد
ای دریغا که برنیاید گام
تشنه آن جا به خاک مرگ نشستاحمد شاملو
تصویر جلوه ای از برف کرکس : همنورد محسن بادیان
شاد باشید
یک بی زمان، یک رویا
در اوج واقعیت و دوام .
ممکن است ما بتوانیم در لحظه هایی از صعود بازی کنیم
امّا صعود را بازی نمی کنیم
می گویند : " حسرت هیچ چیز را نباید خورد "
و نمی دانند چه حسرتی دارد صعودی که دلت می خواسته
آخرین حلقه ی کُند روی کاهلش باشی امّا به هر حال باشی ، و نتوانسته ای ...
کتاب یک صعود باورنکردنی : ن.ابراهیمی